محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
2
خلد برين ( فارسى )
فراوان دانشها بر فراز پيدائى وجود برآمد و نقد كامل عيار خدمتگزارى به سكهء قبول رسيد . و چون سنين عمر از حدود ستين درگذشت و ضعف پيرى قوت گرفته اوان ز بول نشو و نما گشت و مزاج بهانه طلب را سر و برگ مطالعه و مباحثه نماند چنانچه در صدر اين صحيفهء سعادت قرين ايمائى به آن شد طراح گلستان هميشه بهار خلد برين و چمن آراى روضات هشتگانهء اين حديقهء مينو آئين گرديد و لله الحمد و المنة كه از روزگار چندان امان يافت كه به اهتمام خامهء بدايع نگار ، هفت روضه از اين گلزار سراپا حسن بهار آب و رنگ ، تمامى در جويبار ديد و اثمار اغصان اشجارش در شاخسار انجام به كام دل رسيد . اكنون وقت آن است كه به روشنائى شمع نيم سوز حيات ، چراغ فراغ خاطر در شبستان انديشه ، فروزان داشته در طراحى روضهء هشتمين قدم اهتمام فشرده گلهاى رنگين در اين روضهء خلد قرين به بار آورد . چنانچه در مفتتح اين هنر نامه اشعارى به آن شده خيال گلچين را به آئينى در اين روضهء . . . گلهاى رنگارنگ جواهر واقعات زمان دولت ابد مدت پادشاهان خاندان نبوت و رسالت و شهرياران دودمان امامت و هدايت يعنى سلاطين جنت مكين عليهء صفويه - انار الله براهينهم الجليه - گرداند كه سزاوار گونه گونه آفرين و تحسين باشد . ليكن چون از راه پريشان خاطريها جمعيت آباد حواس روى به انهدام نهاده و انديشهء نشيب و فراز روزگار ناساز ، ابواب تفرقه و تشويش بر روى فكر دورانديش گشاده بيم آن است كه ازاهير و انوار اين حديقهء مينو نشان چنانچه دلخواه خاطر آگاه باشد بر اغصان اشجار آن جلوهء خودنمائى نكند . اما چون روزگار بىمروت چندان مهلت يافته كه پرتو انوار پذيرائى اين امر شگرف بر در و ديوار خانهء دل تافته به اميد آن كه شايد در اثناى انتظام اين روضهء مينو نظام ، ايام محنت فرجام تفرقهء خاطر به انجام رسد آغاز طراحى اين گلستان بىخزان كه به « حدائق الخلد » موسوم و بلند آوازه است نمود